ميرزا ابراهيم
42
سفرنامه استرآباد و مازندران و گيلان و . . . ( فارسى )
مىرود رد شده به خرابه شهر مىرسد كه قبرستان بزرگ دارد كه از آجر خرابه - شهر ، سر قبرها كار كردهاند . و امامزاده [ اى ] دوره محصور و سفيدكارى [ دارد كه ] اسمش امامزاده قاسم پسر امام موسى [ ال ] كاظم عليه السلام است ، كه سرش را سفالپوش نمودهاند . و آجر بسيار ريخته است و كسى نشان نمىدهد كه در چه تاريخ اين شهر آباد بود و كى خراب شده است . سمت جنوبى ، ده سركلاته است كه بقرار هفتاد هشتاد خانهوارند ، و به كوه نزديك است . آخر خرابه شهر و قبرستان حد سد انزان و بلوك سدنرستاق است كه راه جز به كردمحله نصف مىشود . صد قدم گذشته رودخانهء كوچك الوندكياب است . [ از آن ] رد شده ، دوره جنگل بزرگ است كه درختهاى بلند صاف هموار سر به هم آمده دارد . و از جوى آبى هم گذشته طرف راست ، درخت كوندل افرا است . درخت كلفتى است [ كه ] ميانش شكاف دارد [ و ] در زيرش چاهى كندهاند كه پهلويش سنگ ريخته است . قدرى گذشته طرف چپ خيابان ، راه دارد . دوره گندمزار و درخت توت [ است ] . و بعد رودخانه [ اى ] كه چهار جا بايد از آب گذشت ، و اسم رودخانه شيرداربن « 1 » است . از رودخانه و جنگل در آمده جوى آب است . و [ از ] شالىزار [ ى ] بزرگ رد شده داخل محله و خانههاى كردمحله مىشود . [ كردمحله ] كه صاحب اختيار كردمحله ، رضا قليخان پسر مصطفى خان ، است . برادرش نظر عليخان كلانتر مىباشد . و خانههاى كردمحله از چوب و نى است ، سواى خانههاى مصطفىخانى كه از آجر خرابه شهر ساختهاند و
--> ( 1 ) - به ضم باء .